ابراهيم عاملي ( موثق )

337

تفسير عاملي ( فارسي )

اند سه ماه تمام است كه تا آخر ماه ذيحجّ كشتن قربانى جايز است براى كسى كه نتواند خود حاضر شود و هدى خود را بفرستد . * ( فَلا رَفَثَ وَلا فُسُوقَ وَلا جِدالَ ) * - 196 مجمع : در قرائت اين سه كلمه اختلاف است : ابن كثير كلمه‌ى اوّل را با رفع و كلمه‌ى آخر را با فتحه خوانده است و ديگرى به عكس او قرائت كرده است كه كلمه‌ى اوّل را مفتوح و آخرى را مرفوع خوانده است و قرائت مشهور بفتح هر دو كلمه است از جهت بلاغت و رساندن مقصود بهتر است زيرا با اين قرائت چنين معنى مىشود : هيچ يك از اين كارها بيهچ وجه در حجّ جايز نيست . برهان : از علىّ بن جعفر فرزند حضرت صادق ع روايت است كه . از برادرم حضرت موسى بن جعفر ع پرسيدم معنى اين كلمات را فرمود : رفث عمل جنسى است و فسوق دروغ و مفاخرت است و جدال گفتن اين كلمه است : نه به خدا بلى به خدا . * ( وَما تَفْعَلُوا مِنْ خَيْرٍ يَعْلَمْه اللَّه ) * - 196 فخر : كلمه‌ى خير اشاره است به اين كه كارهاى خوب شما را خدا ميداند و آشكار مىكند ولى كارهاى بد را مىپوشاند بجورى كه اسم آنها را نمىبرد و اگر ممكن باشد از شخص گناهكار نيز مىپوشاند كه بر آن مطلع نشود . روح البيان : كلمه‌ى « ما » شرطيّه است و بمعنى اگر « يَعْلَمْه اللَّه » كنايه است از ثواب و پاداش خداوند بر نيكىها و در دنبال نهى و جلوگيرى از سه گناه تشويق كرده است بر كليه‌ى خوبيها و اطاعت خدا و معنى اين است كه اگر كار خوب بكنيد خدا بشما پاداش نيك مىدهد . * ( تَزَوَّدُوا ) * - 196 مفسّرين نوشته‌اند : آيه براى عدّه‌اى از مردم يمن است كه بىزاد و توشه بحجّ مىرفتند و مىگفتند ما حاجيان خانه‌ى خدائيم او ما را توشه خواهد داد و در راه يا گدائى مىكردند و يا به زور از مردم مىگرفتند .